اشعار مناجات با خدا در شب قدر

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس


 

با کثرت معاصی از سر گذشته آبم
نه تاب دوری از تو، نه طاقت عذابم
لبریز تر ز دریا سوزان تر از کویرم
آواره تر ز امواج، خالی تر از حبابم
گر قطره ام بخوانی با بحر همنشینم
گر ذره ام بخوانی در چشم آفتابم
من از تو می گریزم تو می کِشی به سویت
از بس  که مهربانی عبدت کنی خطابم
من با تو قهر کردم تو می کنی رفاقت
یا للعجب ندانم بیدار یا که خوابم
اُدْعونی استجب را هم خوانده هم شنیدم
نه من جواب دادم نه تو کنی جوابم
من بندهٔ بد تو، تو آن خدای خوبی
کز لطف بی حسابت آسان کنی حسابم
پیری ز پا فکند و از دست رفت عمرم
شرمنده تا قیامت از دورهٔ شبابم
اشکم روان ز دیده آهم درون سینه
این اشک و آه کرده مانند شمع آبم
گفتم به اشک توبه شویم گناه خود را
دیدم که از گناهم بدتر بود صوابم
"میثم" به عذر خواهی دارد دو هدیه با خود
آه است شاخهٔ گل، اشکم بود گلابم


****************************


یا رب اگر ز کرده‌ی ما پرده وا کنی
 ما را به خجلت ابدی مبتلا کنی
ابلیس ‌وار جامه‌ی طغیان به بر کند
گر یک نفس به خویش کسی را رها کنی
هر کس به جان خویش جفا بیشتر کند
بر وی تو بیشتر ز ترحم وفا کنی
روزی دهی به مردم بیگانه صد هزار
کز صد هزار یک نفری آشنا کنی
از فعل خویش عارف و عامی کنند شرم
روزی که دستگاه عدالت به پا کنی
کس را مجال چون و چرا در بر تو نیست
با بندگان هر آن چه نمایی به جا کنی
گر گبر رو کند به برت بهر التجا
هر دم ز مهر حاجت او را روا کنی
هر کس به هر لباس که با عجز و التماس
در حضرت تو رو کند او را رضا کنی
چندین هزار مجرم و عاصی و رو سیاه
در یک نفس ز آتش دوزخ رها کنی
غیر از تو نیست راه پناهی برای خلق
باید تو روی لطف به احوال ما کنی
جز تو طبیب نیست امید است هر دو کون
این دردهای بی حد ما را دوا کنی
یارب تو قبله‌گاه امیدی و چون کنم؟
گر دست ما ز دامن لطفت جدا کنی
باشد امید ما به درت آن که جمله را
از دوستان درگه آل عبا کنی
(اندر شمار ما همه را در صف‌شمار
از شیعیان پادشه لافتی کنی)
در روز رستخیزِ قیامت شفیع ما
سر خیل کائنات و شه انبیا کنی
شایسته‌ی محبت لطف تو گر نه‌ایم
رحمی به ما به خاطر شیر خدا کنی
یارب همین بس است تمنای ما که تو
هنگام مرگ، مدفن ما کربلا کنی
در آفتاب گرم قیامت مقام ما
زیر لوای احمد صاحب ‌لوا کنی
از لطف بی حساب تو یارب بعید نیست
گر رحمتی به «صامت» بی دست و پا کنی


*********************************


 

دیدی چه زود فرصت مهمانی ام گذشت
ای دل زمان ناله ی بارانی ام گذشت
تا خواستم شبیه شما مردمان شوم
آخر بساط سفره مهمانی ام گذشت
افطار من به ذکر (لک صمت) وا نشد
واحسرتا که عید مسلمانی ام گذشت
با ناله های خسته ی الغوث و ربنا
آرامشم که رفت پریشانی ام گذشت
باران گرفته بود که قرآن به سر شدم
ای وای سایه ی سر رحمانی ام گذشت
حالا خدا کند که دگر در بساط عشق
آدم شوم که وقت پشیمانی ام گذشت
ما را برای بندگی ات انتخاب کن
ما را الی الابد خدم بوتراب کن
آدم شدم که میل به گندم نمی کنم
ابلیس را رضا به تبسم نمی کنم
پا را برای بندگی از بند می کشم
دیگر مسیر کوی تو را گم نمی کنم
مهر سکوت عشق به لب هام خورده است
دیگر به غیر دوست تکلم نمی کنم
در راه دوست گر چه گریبان دریده ام
در پیش خلق هیچ تلاطم نمی کنم
چون خواهری که همسفر نیزه تا به شام
هیچ اعتنا به خنده مردم نمی کنم
پا در مسیر ناله (عجّل فرج) دگر
جز چهارشنبه های ره قم نمی کنم
ما را برای صبح فرج انتخاب کن
ما را الی الابد خدم بوتراب کن


************************


 

 

طاعات ما اگر چه ز یاس و کسالت است
ما را فقط ز دوری و هجران ملالت است
بهره نمی برم ز مناجات نیمه شب
وای از عبادتی که سراسر کسالت است
این نفس بد مرام مرا پیر خویش کرد
عمری که رفت حاصل دنیا ضلالت است
وقت دعا به غیر به مشغول می شوم
این بی توجهی به تباهی دلالت است
من در خور ضیافت خوب تو نیستم
شرمنده ام ز امدنی که بطالت است
قصدم نبود روبروی تو بایستم
این جرم بی حساب ز روی جهالت است
باید کسی کرم کند و واسطه شود
طاعات من که مایه شرم و خجالت است
خوش بخت بنده ای است که رزقش حسینی است
حب الحسین عاقبت او را کفالت است
دین بی ولای فاطمه کفر مسلم است
ایمان فقط به نام علی با اصالت است
دور فساد و فتنه گری ها سر آمده
دل ها به انتظار امیر عدالت است
کی می شود بیاید و ما را نشان کند
ما را کنار سفره خود میهمان کند


*************************


شب قدر است و من قدری ندارم
چه سازم توشه قبری ندارم
. . .
مبادا لیله القدرت سرآید
گنه بر ناله ام افزون تر آید
مبادا ماه تو پایان پذیرد
ولی این بنده ات سامان نگیرد
. . .
خدایا قدر ما را به قدر مولاعلی(ع) نزدیک فرما.
. . .
الهی آن شب که همه قرآن به سر می کنند ما را توفیق بده قرآن را به دل کنیم.
. . .
امشب تمام آینه ها را صدا کنید
گاه اجابت است رو به سوی خداکنید
ای دوستان آبرودار در نزد حق
درنیمه شب قدرمرا هم دعا کنید
. . .
چون نامه جرم ما به هم پیچیدند
بردند به دیوان عمل سنجیدند
بیش ازهمگان گناه مابود ولی
ما را به محبت علی(ع)بخشیدند.
با عرض تسلیت در لیالی قدر این حقیر را ازدعای خیرخویش فراموش نکنید.التماس دعا
. . .
مارا به دعا کاش فراموش نسازند
رندان سحر خیز که صاحب نفسانند
. . .
از عرش صدای ربنا می آید
آوای خوش خدا خدا می آید
فریاد که درهای بهشت باز کنید
مهمان خدا سوی خدا می آید
. . .
گویند کریم است و گنه می بخشد
گیرم که ببخشد زخجالت چه کنم
. . .
یا رب ز تو امروز عطا می طلبم
هشیاری و بخشش خطا می طلبم
مقبولی روزه و نماز و طاعات
از درگه لطفت به دعا می طلبم
. . .
ز مردم دل بکن یاد خدا کن
خدا را وقت تنهایی صدا کن
در آن حالت که اشکت می چکد گرم
غنیمت دان و ما را هم دعا کن
. . .
شب قدر است و من قدری ندارم
چه سازم توشه ی قبری ندارم . . .
. . .
خیر، برکت، خرسندی، سلامت، خوشبختی و سعادت دنیا و آخرت، توشه شب قدرتان باد.
. . .
امشب …
از آسمان باران انا انزلنا بر فرق زمین می بارد …
امشب چشمانم را با آب توبه می شویم
و کلام قرآن در دهانم می ریزم
تا خواب چشمانم را نیازآرد …
. . .
مبادا لیلة القدرت سر آید
گنه بر ناله ام افزونتر آید
مبادا ماه تو پایان پذیرد
ولی این بنده ات سامان نگیرد



نویسنده : بازدید : 10 تاريخ : شنبه 3 مهر 1395 ساعت: 11:54